1. خانم مهاجر : گره این قضیه فقط به دست آقای فیضی باز میشه. روحی : ای داد بی داد
روزی ما افتاد دست قوزی!
روزی ما افتاد دست قوزی : وقتي قرار باشد شخص خسيسي چيزي را تقسيم كند اين مثل را به كار مي برند .
2. هدایت : چه آشغال
قالتاقی به به!
قالتاق : [ ترکی. ] (ص .) آدم هفت خط و شارلاتان .
3. ارسلان : یه سری جاعل کلاهبردار ریختن دارن همه چی رو هاپولی می کننهپولی : اسمی که معمولا با مصدر بصورت "هپولی کردن" نیز به کار میرود و به معنی:
بلعیده شدن بصورت یکجا! به سرقت رفتن ناپدید شدن
در زیرنویس انگلیسی gobble up آمده
4. ارسلان: حالا ما با اردنگی اینا رو از در نمی اندازیم بیرون برای اینکه در شان ما نیست...
اردنگی (اُ دَ) ( اِ.) (عامیانه.) لگدی که با نوک پا بر کفل کسی بزنند، تیپا، ضربه با پا.
5. سی سی: ببین می خوام یه وارث پارتی یگیرم اسمی!
داف اسمی : به دختری با آرایش بسیار غلیظ می گویند که از لحاظ پوشش ظاهری، شاید محجوب و سالم به نظر نرسد. دختر معروف، دختر خوشگل سرشناس
در زیرنویس انگلیسی branded آمده
6. ارسلان: یه نفر هم بفرستم با کاغذ تو اتاق شیش تا شصتش رو بزنن تو آستامپ تپ بکوبن زیر اون نامه....
استامپ (اسم) [فرانسوی: estampe] ('estāmp)
قوطی کوچک پَهن برای نگهداری پارچۀ آغشته به جوهر مُهر یا انگشتنگاری؛ جوهرگین.
7. هدایت : استاد شولکس کن! شولکس کن! ... از کت و کول افتادم!
شولکس : ترکیب دو واژه شل کردن و ریلکس کردن
8. ارسلان : این روانشناس فوفول دو زاری می تونه ما رو از آرزوهامون دور کنه؟
فوفول: سوسول
در زیرنویس انگلیسی sissy آمده
9. ارسلان : خب گاگول! اصلا برای چی باید بفهمه؟
گاگول (ص .) (عامیانه.) احمق ، گیج .
در زیرنویس انگلیسی nitwit آمده
10. خاتون آبادی : بدبخت می خوای بری اون بالا ژیگول بشی برای من
ژیگول : محاوره ژیگولو
ژیگول : فردی
که سعی می کند سر و وضع خود را شبیه ثروتمندان نشان دهد اما مسخره می
نماید. شیک - جوان جلف .کسی که خودش رو پولدار و با کلاس نشون میده،خوشتیپ
ژیگولو: فرانسوی: gigolo : مرد جوانی که به منظور جلب توجه دیگران خودآرایی میکند.
11. هدایت : منم که انقدر
زاغارتم سوار فانتوم بشم از افق پدیدار بشم همه ذوق می کنن میگن پیتزا اومد!
زاقارت : ناکارا، به درد نخور، خراب، کهنه، صفتى غیر رسمی است که در محاورات معمولاً
براى وسایل نقلیه یا سایر وسایل و ماشینهاى مکانیکى و برقى به کار مىرود؛ مىتوان آن را معادل «در پیت»، «فکسنى» یا «لکنته» هم دانست.
به معنی چیزی بد از نظر ظاهر و نه از نظر محتوا و یا چیزی که باعث بد شکلی ظاهر باشه.
کنایه از عملی که هیچگونه زیبایی ظاهری نداره.
در زبان امروزی به تدریج کاربرد این اصطلاح از وسایل نقلیه به همه چیز حتی ریخت قیافه آدمها هم گسترش یافته است.
در زیرنویس انگلیسی messed up آمده
12. فرید: لطفا به کسی نگین. محسن: خیالتون راحت من همینجوری فیلینگی اومدم!
فیلینگی :
تصادفی، اتفاقی، شانسی
در زیرنویس انگلیسی accidentally آمده
13. شعله: وای پیرمرد صدساله که مردنش انقدر دنگ و فنگ نداره که....
دنگ و فنگ : (دَ گُ فَ) (اِمر.) (عامیانه.) 1 - رفت و آمد، بیا و برو. 2 - تجمل ، جاه و جلال
دنگ و فنگ : (ترکیب عطفی ، اِ
مرکب ) رفت و آمد. بیابرو. || معضل و مشکل و دشواری : این کار چه اندازه
دنگ و فنگ دارد؛ با آداب و تشریفات دشوار همراه است
14. شعله : اصلا چه کاریه؟ اون پیرمرد بدبخت رو زابراش کنید...
زابرا : (بِ) (ص .) = زابه راه . زاو را: 1 - گرفتار، دچار دردسر، درمانده . 2 - آواره . 3 - سرگردان ، معطل .
15. هلیا : باز همه چی رله شد، یه بامبولی سوار کردن...
رله :
درست شدن
رله : (اسم) [فرانسوی: relais] (rele) ۱. دستگاهی برای داخل کردن جریان اضافی در جریان ضعیفتر.
۲. صفت [عامیانه، مجاز] مرتب.
در زیرنویس انگلیسی in order اومده
بامبول . (اِ) تُنبُل (درتداول عامه ). حیله و
مکر در کاری . (فرهنگ نظام ). کَلَک . دوز و کلک . حقه . نادرستی . تزویر.
(فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ). مکر. تقلب . شیوه . رنگ . دغل :
هزاربامبول میزند
16. سی سی: تو این هیری ویری حالا کجا داری میری؟
هیر و ویر. [ رُ ] (اِ مرکب ) در تداول عامه آنگاه به کار رود که مردم در آشفتگی و درهمی و انبوهی و ازدحام بوند و کس مر کس را نایستد. - امثال : میان این هیر و ویر بیا زیر ابروم بگیر .
در زیرنویس انگلیسی hubbub آمده
17. شعله : اصلا الان این همه کار ریخته سر ما، وقت ددر رفتنه؟
ددر. [ دَ دَ ] (اِ) در تداول عامه ، بیرون خانه و جای خودنمائی و خانه ٔ نامشروع برای زن . جای نامجاز و نامشروع که زن رود. - اهل ددر بودن ؛ بدکاره بودن زن . تک پرانی زن .
|| در زبان اطفال ، بیرون اطاق . بیرون خانه و کوچه . کوی . برزن .خیابان . مهمانی .
ددر : (دَ دَ) (اِ.) در تداول کودکانه : بیرون .
ددر رفتن : ( ~. رَ تَ) (مص ل .) 1 - بیرون رفتن . 2 - (عا.) خروج زنی بدکار به منظوری نامشروع .
18. شعله : اینجا شهر هرته هرکی واسه خودش یه اعلامیه بزنه؟
شهر هرت : . [ ش َ رِ هَِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب )
کنایه از جایی است بی نظم و هرکه به هرکه و مشوش و درهم و جاییکه در آن
قانون و مقرراتی حکمفرما نباشد. (از فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).
19. سی سی، عزیزم منم مخاطبای خاص خودمو دارم، مهمون دارم، دوست دارم: عروس دارم: مش دارم، آرایش خلیجی دارم، شینیون دارم، تتو دارم...
مش (ایتالیایی:Mèche) (انگلیسی : Hair highlighting/lowlighting) روشی در رنگ کردن مو است که معمولاً توسط بانوان استفاده میشود. در این سبک دستههایی از موی
سر را جدا میکنند و با از بین بردن رنگ آنها (دکلره کردن) و گذاشتن یک
رنگ روشن (مانند بلوند یا پلاتینی) فرم زیبایی را به رنگ موی فرد میدهند.
شینیون (فرانسوی: chignon) : گونهای از آرایش آرایش مو برای زنان است که معمولاً جمع کردن مو با سنجاق به شکلهای مختلف میباشد. (ویکیپدیا)
تتو: خالکوبی (انگلیسی : tattoo) ریشه tattoo : میانه قرن 18: از Tahitian و Tongan و Samoan :(پلی نزی) بصورت ta-tau یا Marquesan به صورت ta-tu
20. هدایت: الان همه خوابن، ما باید واسه این هویج قالتاق، مهر درست کنیم...
هویج : آدم علّاف
ارسلان : سند برات درست کرده باقلوا، یعنی با لبت بازی میکنه!
باقلوا با لبات بازی می کنه : عالی (طعم عالی، جنس عالی، کیفیت عالی...)
21. جمشید : بابا :
دندم نرم، چشمم کور، بالای سرش می مونم....
دند. [ دَ ] (اِ) دنده . استخوان پهلو. ضلع. استخوان پهلو که آن را دنده نیز گویند.
دندت نرم ؛ خطابی سرزنش آمیز و ناسزاگونه و غالباً همراه خطاب چشمت کور. در تدوال مردم قزوین به کسر دال متداول است .
توجه : دوستان گرامی، اگر از ریشه کلمات آگاهی دارید، لطفا راهنمایی فرمایید ...