جمشید: این یارو دزده رو میگی؟ فرامرز:دزده؟ ارسلان: نه نه میگن یعنی قاپ هلیا خانم رو دزدیده!
%D8%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg)
عبارت مثلي بالا كنايه از اين است كه كسي را به لطايف الحيل تحت تاثير قرار دهند و آنچنان نظر مساعدش را به خود جلب كنند كه :« هر چه از او بخواهند بكند و هرحرفي به او بگويند باور نمايد و مخصوصا در مورد قسمت دوم بيشتر موقع استعمال دارد .» قاپ به معني : استخواني خرد در پارچه گوسفند و غيره آمده وآن را قاپ مورد نظر استخوان پاشنه و سر زانوي گوسفند است كه با آن قاپ بازي ميكنند . اين بازي اختصاص به افراد و جوانان طبقه سوم دارد و با آن چند نوع بازي مي كنند كه اهم آنها عبارت از قاپ سرپا كه به دوطريقه تيلي و پئي كه امروزه رواج چنداني ندارد ، و سه قاپ وچهارقاپ و جز اينهاست .
بازي سه قاپ همان طوري كه از اسمش پيداست ازسه قاپ تشكيل شده وراجع به طرز و كيفيت اين نوع بازي در مقاله نقش آوردن به تفضيل بحث شده است . قاپ بازي به اين ترتيب است كه مقداري قاپ معمولي را در وسط دايره اي به شكل افقي ميچينند . هر يك از بازيكنان يك شاه قاپ در ميان دو انگشت دست دارند و در خارج دايره متناوبا و پشت سر هم با شاه قاپها به قاپهاي وسط دايره ميزنند . هر كس توانست قاپهاي بيشتري را بزند و از دايره خارج كند برنده شناخته مي شود .
مطلب و موضوع مقاله بر سرهمين شاه قاپ است . شاه قاپ بزرگتر از قاپهاي
معمولي است . و براي آنكه سنگين باشد معمولا قسمت مقعر وفرو رفته آن را كه
جيك ميگويند با سرب پر مي كنند و يا به طور كلي آنرا سوراخ كرده درونش را
سرب مي ريزند تا به علت ثقل وسنگيني بتواند قاپها را از وسط دايره خارج كند
. اين عمل را بارزدن قاپ و آن قاپ را قاپ پر يا قاپ بارزده مي گويند .
به قول دانشمند معاصر مرحوم جمال زاده :« مردم كهنه قالتاق وكاربر و آزموده و ناقلا را نيز ميگويند : فلاني قاپش پراست .»
پيداست هركس قاپش از نظر سنگيني خوشدست و آماده تر باشد در بازي
موفقتر است . در بازيهاي ديگر هم بعضيها با قاپهاي مخصوص خودشان كه قبلا آن
را پر كرده اند بازي مي كنند تا هر نقشي را كه بخواهند بر زمين بنشيند .
اين قاپها در نزد اهل فن خيلي قيمت دارد و اگراين قاپها دزديده شود سارق و
رباينده آن هر چه از صاحب قاپ بخواهد ناچار است تمكين كند و قاپش را پس
بگيرد .
درازمنه واعصار گذشته كه بازيها و تفريحات سالم به قدر كفايت وجود
نداشت قاپ بازي در نزد جوانان وحتي پيران و سالمندان فارغ البال كاملا رايج
بوده است. بیشتر
ارسلان: خب عین خوکچه هندی نشسته وسط سالن از کجا بریم؟
خوکچه هِندی (Cavia porcellus) جانوری است که انگلیسیها آن را خوک گینه (Guinea pig) مینامند. اما این حیوان نه به خوک ها ربطی دارد نه به هندوستان نه حتی به گینه؛ بلکه این حیوان جوندهای خون گرم است که از خویشاوندان خرگوش بهشمار میآید. خوکچه هندی بومی آمریکای جنوبی است و بسیار پیشتر از آنکه اسپانیایی ها به آمریکا قدم بگذارند اینکا ها این حیوان را دستآموز کرده بودند و حتی از گوشت آن خوراکی تهیه میکردند و در مراسم مذهبی و طب سنتی از آن استفاده میکردند. پس از کشف قاره آمریکا این جانور در قرن ۱۶ به اروپا نیز راه یافت و حتی در اروپا نیز آن را میخوردند. در حال حاضر تنها اهالی کشور پرو از آن تغذیه میکنند.
مستخدم: خیارا رو چی کار کنیم. خیار جالیزیه!
جالیز. بر وزن و معنای پالیز است که کشت زار خربزه و هنداونه و خیار باشد. ||
تره زار را نیز گویند که زراعت سبزی خوردنی است و بعضی گویند جالیز معرب پالیز است . (برهان ).
در زیرنویس انگلیسی patch آمده
ارسلان: بالماسکه!
![]()
بالماسکه (به فرانسوی: Bal masqué) Masquerade ball نوعی مراسم جشن است که در آن مدعوین با لباس مبدل و نقاب در آن شرکت میکنند. از ویژگیهای جشن بالماسکه شناخته نشدن افراد شرکت کننده در آن است. میهمانیها و مراسم بالماسکه، دارای اصالتی تاریخی در قاره اروپا است و ریشههای آن به سده های میانه بر میگردد.
ارسلان: دو تا استیک دو تا سوپ سبزیجات یه کالزونه بزن ببرم
کالزونه calzone پيتزايي است که اختصاصا متعلق به ناپل است. کالزونه در زبان ايتاليايي به معني پاچه شلوار 'trouser leg' است. دليل اين نام گذاري به خاطر نوعي شلوار گشاد مردانه بوده است که در قرن 18 و19 ميلادي پوشيده مي شده است و ظاهرا شکل آن به اين پيتزاي بسته شباهت داشته است.کالزونه در حقيقت پيتزايي است که مواد روي نيمي از خمير ريخته مي شود ونيم ديگر به روي آن تا شده ودور آن بسته مي شود.
ارسلان: اگر دیدی الماس کوه نور روی زمین افتاده دولا نشو بردار بذار جیبت!

بدلی از برش قدیمی کوه نور بدلی از برش جدید کوه نور
کوه نور (انگلیسی: Koh-i-Noor یا Kōh-i Nūr، تلوگو: కోహినూరు، هندی: कोहिनूर) زمانی بزرگترین الماس دنیا بود. این الماس در گذشته ۱۸۶٫۰۶۲۵ قیراط معادل ۳۷٫۲۱ گرم وزن داشته که در تراش جدید ۱۰۵٫۶۰۲ قیراط معادل ۲۱٫۶۱ شدهاست. این الماس زوج الماس معروف دریای نور است و هر دو از قدیمیترین جواهرات شناخته شده در جهان هستند. این سنگ قیمتی از ناحیه قلعه باستانی گلکنده در نزدیکی حیدرآباد در ایالت آندرا پرادش در کشور هند در سال ۱۶۵۶ میلادی بدست آمد. این الماس توسط میرزا محمد میر جمله وزیر مشهور ایرانی عبدالله قطب شاه به شاه جهان پادشاه گورکانی هند تقدیم شد و در آنجا ماند و در سال ۱۷۳۸ میلادی به دست نادر شاه رسید. کوه نور پس از مرگ نادر توسط احمد شاه درانی به افغانستان منتقل و سپس به شاه شجاع رسید. پس از شکست شاه شجاع از سردار هندی ملقب به شیر پنجاب، الماس مزبور توسط سردار نامبرده به هند بازگشت داده شد و بعدها به دست کمپانی هند شرقی بریتانیا افتاد. در سال ۱۸۷۷ رسما اعلام شد این الماس در اختیار ملکه ویکتوریا امپراتور بریتانیا در دوران استعمار بریتانیا بر هند است. الماس کوه نور اکنون در برج لندن، قصری تاریخی در ساحل شمالی رود تیمز، نگهداری میشود.
بعضی لغات که در زیرنویس مجموعه شانزدهم جالب ترجمه شده
جوگیر نشو dont get steamed up
مردک homunculus
متین self possessed
خودشو زده به اون راه playact
یه لا قبا nonchalant
عار disdain
بی غیرت unzealous
ادکلن eau de cologne
دسته گل bouquet
قسط instalment
تیمسار brigadier general
دغل shrewdness
بد عنق petty
بخور incense
لج کردنact obstinately
حجب و حیا modesty & demureness
معادل درست برای رباط صلیبیcruciate ligament است نه cross shaped ligament
بریژیت: من میگم مراسمو سورئال برگزار کنیم.

تداوم حافظه (1931) اثر نقاش اسپانیایی سالوادور دالی (1904 - 1989 میلادی)
سوررئالیسم به معنی گرایش به ماورای واقعیت یا واقعیت برتر است. فراواقعگرایی یا سوررئالیسم (به انگلیسی: Surrealism) یکی از جنبشهای معروف هنری در قرن بیستم است. زمانی که دادائیسم در حال از بین رفتن بود، پیروان آن به دور آندره برتون که خود نیز زمانی از دادائیستها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند این شیوه در سال ۱۹۲۲ به طور رسمی از فرانسه آغاز شد و فراواقعگرایی نامیده شد.این مکتب بازتاب نابسامانیها و آشفتگیهای قرن بیستم است.این جنبش در عمل با انتشار مجلهٔ انقلاب فراواقعگرا توسط برتون آغاز شد.

سورئالیسم یعنی بیان احساس یا اندیشه ی ”
خالص ” بطوری که هیچ گونه زمینه ی فکری قبلی یا وابستگی ذهنی یا تعقیب و
هیچ گونه ملاحظه ی اخلاقی یا قواعد هنری ، ادبی و زیباشناسی ، آن را
برانگیخته و متاثر نکرده باشد. اصطلاح سورئالیسم برای اولین بار در سال
1911 م. توسط شاعر و نویسنده فرانسوی « آپولی نر » در مورد آثار مارک شاگال
نقاش روسی مهاجر که در فرانسه اقامت داشت ، بکار برده شد. در این سبک زمان
و مکان مفهوم واقعی خود را از دست دادند و احساسات هنرمند از بند سنت های
قدیمی رهایی یافت و حالات مختلف ذهنی آدمی از قبیل رویا ، کابوس ، خواب ، و
اوهام به تصادف ضمیر پنهان فرصت خودنمایی پیدا کرد. در تمام حالات فوق «
عنصر خیال » به عنوان برجسته ترین عامل هنری مورد استفاده قرار می گیرد.
هنرمندانی که پیرو این سبک بودند معتقدند که آثار خود را بر مبنای تداعی
آزاد معانی و افکار و تصاویر و نوعی حالت خلسه و رویا بیان می کنند. در
واقع سرچشمه این هنر ، عالم رویا است. « جدا کردن دنیای درون از دنیای
بیرون » از مهم ترین ویژگی های این سبک به شمار می رود.
سورئالیسم بیان و تثبیت تفکر دور از فرمان عقل است و رابطه ای با قوانین زیباشناسی ندارد.
مکتب سورئالیسم بر سه اصل استوار است:
- هزل
- رویا و تخیل
- دیوانگی (WeAre)
هدایت : به شرط اینکه به این هره های طبقه پایینی گیر نکنیم موقعی که می پریم.
در زبرنویس header اومده که با lintel به معنی تیر سر در یا نعل درگاه هم معنی است
در این نوع اجرا طرز قرارگیری آجرها یا خشتها به گونه ای است که در مقطع عمودی واز منظر روبرو به صورت نره دیده میشود و در مقطع افقی به صورت صفحه کامل آن نمایانند.
- در زبان فارسی قدیم، گاه به جای ((س))،حرف((ه)) قرار داده میشود.مثل گناس=گناه و گاس=گاه و همین طور به جای((ل))، حرف ((ر)) می آمد.مثلاً به سَلَم(برادر ایرج و تور)، هَرومه نیز گفته میشد.هَرومه به نواحی غربی و شمال غربی ایران اطلاق میشد که ظاهراً تحت فرمانروایی سلم یا هرومه بوده است.درزبان بنایی لفظ هره ای از آن گرفته شده و اطلاق به آجرچینی رومی می شود و به آن هره چینی می گویند.هره در خراسان خَرَند نامیده میشود. (shahraziran)
ارسلان: پروشات مشکات هستم از ناسا
پروشات یا پریشاد یا پریزاتس یا پریزاد یا پریسا Parysatis یکی از ملکه های پرآوازه دوران هخامنشیان بود. پروشات دختر اردشیر یکم (اردشیر درازدست)و آندیا شاهزاده بابلی بود و به همسری داریوش دوم هخامنشی درآمد و شهبانوی بزرگ دربار شد. پریشاد به سیاستپردازی و کاردانی، و سختدلی و خشونت با دشمنانش معروف است. پریشاد نخستین همسر داریوش دوم هخامنشی (۴۲۴ تا ۴۰۴ پ.م) و بانوی اول دربار بود و قدرت واقعی در دربار از آن وی بود.
سیارک ۸۸۸ به نام ایشان نام گذاری شده است.
در ضمن:
سیارک ۸۱۰ آتوسا به نام آتوسا شهبانوی هخامنشی نام گذاری شدهاست.
سیارک ۸۲۳ سیسیگامبیس به نام سیسیگامبیس دختر اردشیر دوم هخامنشی نام گذاری شدهاست.
سیارک ۸۳۱ استاتیرا به افتخار استاتیرا همسر اردشیر دوم هخامنشی نام گذاری شدهاست
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اردشیر یکم
پنجمین شاهنشاه هخامنشی
|
|
داماسپیا
ملکه
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
خشایارشای دوم
ششمین شاهنشاه هخامنشی
|
|
سغدیانوس
هفتمین شاهنشاه هخامنشی
|
|
داریوش دوم
هشتمین شاهنشاه هخامنشی
|
|
|
|
پروشات
ملکه
|
|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
استاتیرای یکم
ملکه
|
|
اردشیر دوم
نهمین شاهنشاه هخامنشی
|
|
کوروش کوچک
مدعی پادشاهی
|
|
آمستریس
شاهزاده خانم
|
|
اوستانوس
پدر بزرگ داریوش سوم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||
هدایت: لیست عروسی پرنس ویلیام و کیت میدلتونه! جعلش کردم خود جنسه!
مسیر عروس و داماد از کلیسای وست مینستر تا کاخ باکینگهام
ازدواج شاهزاده ویلیام و کاترین میدلتون wedding of Prince William, and Catherine Middleton
طبق برنامهریزیهای انجام شده در کلیسای وست مینستر به تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۱۱ برگزار شد.
مراسم ازدواج شاهزاده ویلیام، دوک کمبریج و کاترین میدلتون بالغ بر ۱۱ میلیون دلار هزینه در بر داشتهاست.سی سی: همچین از فیلم و کنسرت و ... حرف زد، من گفتم زن کمتر از انریکه نمیشه!
فرید: مثلا همین پروفسور هدایت رو شما صبح بندازید تو حیاط، شب نشده یه بوچلی تحویل بگیرین
آندریا بوچلی (به ایتالیایی: Andrea Bocelli) خوانندهٔ نابینای تنور اهل ایتالیا است. برخی کارهای او در ایران نیز منتشر شدهاست. آندریا بوچلی متولد ۲۲ سپتامبر ۱۹۵۸ است. او در روستایی در شهر لایاتیکو در توسکانی بدنیا آمد. او در همان کودکی از تنبلی چشم زجر میکشید. آندریا در ۶ سالگی به دلیل علاقه فراوان به موسیقی در آموزشگاهی به یادگیری پیانو پرداخت و همزمان به اپرا روی آورد. او در کنار علاقهاش به موسیقی، ورزش را نیز دنبال میکرد و طی بازی فوتبال در سن ۱۲ سالگی با اصابت توپ به چشمش بینایی خود را کامل از دست داد. او پس از این موضوع تصمیم میگیرد با اینکه به پیانو، فلوت و ساکسیفون تسلط داشت در مدرسه نابینایان ادامه تحصیل دهد. او در حقوق دکترای خود را نیز دریافت کرد. اما دوباره به موسیقی روی آورد.
مجموعه شانزدهم
جملات جالب:
ارسلان: خدایا من نمی فهمم. آخه هشت و نیم ملیارد جمعیت جهانه بعد عدل این یارو باید پسردایی هلیا باشه!
فرید: سی سی فارسی، شعله نیوز و هما پرس!


